carucate اروپا سینما سینمای سینمایی

carucate: اروپا سینما سینمای سینمایی کارگردان کارگردانی تهیه کننده فیلمبرداری کارگردان ایران

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد! / مهدی فخیم‌زاده

«می‌خوای اذیت کنی؟» شاید این عبارت یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران باشد. دیالوگی که دهه شصت سینمای کشور عزیزمان ایران و اوایل دهه

سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد! / مهدی فخیم‌زاده

مهدی فخیم زاده: سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد!

عبارات مهم : ایران

«می خوای اذیت کنی؟» شاید این عبارت یکی از ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران باشد. دیالوگی که دهه شصت سینمای کشور عزیزمان ایران و اوایل دهه هفتاد را تحت تأثیر خود قرار داده بود و هنوز نیز در ذهن مخاطبان سینمای کشور عزیزمان ایران باقی مانده هست. این در حالی است که آثار ماندگار خالق «مسافران مهتاب» همچنان ادامه داشت و با فیلم ها و سریال های پرمخاطب جایگاه خود را در سینمای کشور عزیزمان ایران تثبیت کرد و به عنوان یکی از بزرگان سینما به مردم معرفی شد.

مهدی فخیم زاده از جمله بازیگران و صورت های معروف سینمای کشور عزیزمان ایران است که با ساخته های برجسته ای مانند «میراث من جنون»، «همسر»، «تشریفات»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار» و همچنین بازی در نقش های متمایزی مانند «عمر سعد»، «رضا حسن مطرب»، «نمکی» و «اصغر کپک» در خاطره جمعی سینمای کشور عزیزمان ایران جایگاه متمایزی دارد. به همین علت و جهت تحلیل و بررسی کارنامه کاری وی با ایشان گفت وگو کردیم که در ادامه متن این گفت وگو را از نظر می گذرانید.

چرا بعد از ساختن فیلم سینمایی «هم نفس» از سینما فاصله گرفتید و دیگر فیلم نساختید؟

سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد! / مهدی فخیم‌زاده

نگاه من به مقوله هنر به صورت حرفه ای است و بستگی به شرایطی که در آن قرار دارم در سینما یا تلویزیون فعالیت می کنم. بعد از کارگردانی فیلم «هم نفس» شرایط جهت من در تلویزیون و سریال سازی زیاد مهیا بود. به همین علت نیز بعد از «هم نفس»سریال «حس سوم»، «بی صدافریاد کن» و «ساختان ۸۵» را کار کردم که در ژانر پلیسی بود. از سوی دیگر در آن مقطع زمانی نوعی کمدی ادا و کمدی لوده در سینمای کشور عزیزمان ایران مد شده است بود که این اوضاع تاحدودی در شرایط کنونی نیز وجود دارد و با مخاطب زیادی نیز مواجه شده است هست. بعضی از دوستان دو رویکرد متفاوت در سینما و تلویزیون دارند و در هر بخش رویکرد خاص خود را اجرا می کنند. این در حالی است که من همواره رویکرد خاص خود را در فیلمسازی چه در سینما و چه در تلویزیون دارم و تحت تأثیر شرایط رویکرد خود را عوض کردن نمی دهم.

در شرایط کنونی نیز به دنبال ساختن فیلم سینمایی نیستید؟

بنده در سال گذشته به دنبال ساختن یک فیلم سینمایی بودم که همچنان نیز این فیلم در برنامه کاری من وجود دارد. من بعد از نزدیک به چهل سال که از تأسیس بنیاد سینمای فارابی می گذرد جهت نخستین بار از این نهاد درخواست وام کردم. با این وجود مسئولان فارابی شرایطی را جهت من در نظر گرفتند و از جمله اینکه باید با هم در ساختن این فیلم شریک شویم که جهت بنده جای تعجب داشت که چگونه می توان در ساختن یک فیلم سینمایی با یک نهاد دولتی شریک شد. در نتیجه در نهایت موفق نشدم از فارابی وام بگیرم. بنده حاضر نیستم به هر قیمتی و با هر شرایطی فیلم بسازم.

«می‌خوای اذیت کنی؟» شاید این عبارت یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران باشد. دیالوگی که دهه شصت سینمای کشور عزیزمان ایران و اوایل دهه

چرا بعد از ساختن پروژه های تاریخی «تنها ترین سردار» و به خصوص «ولایت عشق» که از جمله پروژه های مهم تاریخ تلویزیون به شمار می رود، دیگر به سراغ ساختن چنین پروژه هایی نرفتید؟ آیا دیگر در این زمینه دغدغه نداشتید و یا اینکه شرایط جهت ساختن چنین پروژه هایی وجود نداشت؟

در مرحله اول باید عنوان کنم که من در ابتدا هیچ دغدغه ای جهت ساختن سریال تاریخی «تنها ترین سردار» نداشتم؛ و این پروژه را شخص دیگری شروع کرده بود ولی در ادامه با مسئله مواجه شده است بودند. به همین علت من را فرستادند که این پروژه را به آخر برسانم. بعد از مدتی که از ادامه این پروژه گذشت ما به این نتیجه رسیدیم که ادامه دادن آن به شکل گذشته مقدور نیست و باید از ابتدا شروع کنیم که در نهایت نیز این اتفاق رخ داد. توصیه مهم دراین زمینه این است که اوضاع این گونه پروژه ها به شکلی نیست که کسی بخواهد پیشنهاد آن را به صداوسیما بدهد و بلکه خود شرکت باید پیشنهاد چنین پروژه هایی را به کارگردان بدهد.

با این وجود شرایط صداوسیما بعد ازتولید سریال «ولایت عشق» عوض کردن پیدا کرد و از سوی دیگر بنده هم ضرورتی جهت ساختن چنین پروژه هایی در خودم نمی دیدم. پروژه ولایت علاقه درحدود ۵ سال طول کشید و به همین علت چنین پروژه هایی نیاز به وقت زیادی دارد. توصیه دیگر اینکه چنین پروژه هایی نیاز به حمایت و عنایت خاص مسئولان چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی دارد و باید شرایط مطلوبی جهت ساختن چنین پروژه هایی فراهم باشد.

سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد! / مهدی فخیم‌زاده

سریال «خواب و بیدار» آغازگر مسیر جذب مخاطب در تلویزیون کشور عزیزمان ایران بود. سریالی که از جنبه های متفاوت دارای جذابیت های بصری و محتوایی بود که باعث زیاد کردن قابل توجه مخاطبان صداوسیما شده است بود. آیا این نوع فیلمسازی را ادامه ندادید؟

سریال«خواب و بیدار» با پیشنهاد آقای قالیباف که در آن مقطع فرمانده نیروی انتظامی کشور بودند ساخته شد. بنده به آقای قالیباف گفتم من کار تبلیغاتی انجام نمی دهم. آقای قالیباف در پاسخ به من گفتند: ما قصد کار تبلیغاتی راجع به پلیس نداریم. با این وجود تصور مردم از نیروی انتظامی با تصوری که پنجاه سال پیش از این نیرو داشتند هیچ تفاوتی ندارد و به همین علت ما قصد داریم تصور افکار عمومی را در این زمینه عوض کردن بدهیم و از پلیس یک صورت تازه و مدرن به نمایش بگذاریم. این در حالی بود که نوع بزهکاری و تخلفات نیز نسبت به گذشته عوض کردن پیدا کرده و بزهکاران با توجه به تکنولوژیک شدن جامعه از ابزارهای تازه جهت اهداف خود استفاده می کنند.

بنده نیز چون اطلاعات کمی از اوضاع پلیس داشتم مطالعات جدی خود را در این زمینه شروع کردم و بسیاری از پرونده های پلیس را مطالعه کردم. در حین این مطالعات با پرونده مختصری در حد دو صفحه راجع به یک زن مواجه شدم که جهت خرید و فروش مواد مخدر وارد کشور شده است بود ولی در هتل پول های وی را دزدیده بودند؛ وی نیز به علت تبحر در دزدی از بانک دست به دزدی از بانک می زند، پول خود را تهیه می کند مواد مخدر مورد نظر خود را خریداری می کند و از کشور خارج می شود. به نظر من این سوژه خوبی بود و به همین علت من روی این عنوان کار کردم و شروع به نگارش فیلمنامه کردم.

«می‌خوای اذیت کنی؟» شاید این عبارت یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران باشد. دیالوگی که دهه شصت سینمای کشور عزیزمان ایران و اوایل دهه

در نهایت نیز نقش «ناتاشا» از عنوان همین پرونده گرفته شد که در نهایت نیز با تصویر العمل مثبت مخاطبان همراه شد. توصیه قابل توجه در این زمینه اینکه تا قبل از تولید این مجموعه هیچ کس و از جمله همکاران آقای قالیباف سناریو را از من نخواستند و به همین علت من در آزادی کامل سریال «خواب و بیدار» را ساختم. شاید یکی از دلایل موفقیت سریال خواب و بیدار نیز همین آزادی کامل در مرحله تولید و حتی بعد از تولید بود.

این در حالی بود که همه نوع حمایت لجستیکی نیز از کار صورت می گرفت و من هر چیزی اعم از وسائل نظامی و هلیکوپتر که می خواستم در اختیارم قرار می گرفت. این در حالی بود که بعد از سریال «خواب و بیدار» موسسه ناجی هنر به وجود آمد و وضیت تا حدود زیادی عوض کردن کرد. این موسسه اگر چه دخالتی در روند ساخت مجموعه ها نداشت ولی از نظر لجستیکی نیز مانند گذشته حمایت نمی کرد. به همین علت نیز مجموعه های بعدی مانند «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن» اگر چه در فضای پلیسی ساخته می شدند ولی از امکانات زیاد نظامی بهره نمی بردند. به نظر می رسد بعضی از ساختن فیلم پلیسی به دنبال پروپگاندیسم هستند که بنده به دنبال پروپگاندا نیستم و علاقه ای به چنین کاری ندارم.

سينمای «لوده» مخاطب زيادی دارد! / مهدی فخیم‌زاده

به چه میزان از شرح زندگی، روحیات و نوع واکنش‌ها «عمر سعد» آگاهی داشتید که این نقش را در مجموعه «مختارنامه» بازی کردید؟ بازی کردن در یک نقش منفور چه شرایطی داشت؟ آیا از نقشی که در این مجموعه بازی کردید رضایت دارید؟

ماجرای حضور بنده در مجموعه مختارنامه از زمانی شروع شد که آقای رسول جعفریان که مشاور بعضی از پروژه های تاریخی و مذهبی بودند از بنده، آقای میرباقری و شهریار بحرانی دعوت کرده بودند تا راجع به فیلمسازی تاریخی و مذهبی جهت طلاب صحبت کنیم. در این مقطع زمانی آقای میرباقری به تازگی نگارش فیلمنامه مختارنامه را شروع کرده بودند. این در حالی بود که ۱۶ سال بود که در جلوی دوربین هیچ کارگردانی بازی نکرده بودم و تنها در مجموعه هایی که خودم کارگردانی آن را برعهده داشتم بازی کرده بودم.

در این جلسه آقای میرباقری به من گفتند که دوست دارند من نقش عمر سعد را در این مجموعه بازی کنم. من در ابتدا چون فضا شلوغ بود گمان کردم ایشان شوخی می کنند. به همین علت نیز زیاد این عنوان را جدی نگرفتم. با این وجود بعد از چند ماه دستیار ایشان با بنده تماس گرفتند و درخواست کردند که در لوکیشن در نظر گرفته شده است جهت فیلمبرداری مختارنامه حضور داشته باشم. من هم رفتم و در آنجا بود که از من خواسته شد که نقش عمر سعد را در این مجموعه بازی کنم. این نقش در تنهاترین سردار نیز وجود داشت و به همین علت من نسبت به این نقش و روحیات عمر سعد آشنایی داشتم.

با این وجود هنگامی که سناریو مختارنامه را خواندم متوجه شدم که آقای میرباقری نگاه متفاوتی به عمر سعد کرده هست. آقای میرباقری در این مجموعه در کنار نقش تاریخی عمر سعد در واقعه کربلا، شخصیت وی را به شکلی ترسیم کرده بود که علاقه زیادی به حضور در کربلا نداشته و تنها ملعبه دست قدرتمندان شده است و دنیای خود را به آخرت فروخته و در نتیجه از نظر روانی بهم ریخته و آشفته است.

بنده هنگامی که فیلمنامه را مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که این نقش جای کار زیادی دارد و با روحیات من همخوانی دارد و من می توانم این نقش را بازی کنم. بازی من در مختارنامه نیز در حدود چهارسال به طول انجامید. با این وجود احساس می کنم در ایفای این نقش به صورت نسبی عملکرد قابل قبولی داشتم. این در حالی است که بازتاب این نقش نیز در بین افکار عمومی خوب بود و مردم تصویر العمل مناسبی نسبت به این عنوان داشتند.

آیا هنگامی که وارد کار هنری شدید گمان می کردید به این جایگاه برسید؟ در این مسیر چه مشکل هایی مجبور شدید؟

انسان هنگامی که وارد هر کاری می شود بااهمیت ترین هدفش این است که به بالاترین نقطه آن برسد و بنده نیز از این قاعده مستثنا نیستم. من دوست داشتم از نظر کارگردانی شبیه بیلی وایلدر و آلفرد هیچکاک شوم و از نظر بازیگری نیز علاقه داشتم به جایگاه آنتونی کوئین در سینما برسم. با این وجود به جایگاه امروز رسیدم. به صورت طبیعی نیز همه آرزوی انسان محقق نمی شود. با این وجود ازشرایطی که امروز دارم ناراضی نیستم.

این در حالی است که فعالیت درسینما جهت کسانی که در قبل از انقلاب در سینما فعالیت داشتند کار راحتی نبود و این مشمول بر بنده نیز می شد که قبل از انقلاب هم به عنوان کارگردان فعالیت داشتم و هم اینکه در چندین فیلم بازی کرده بودم. با این وجود مسیر فعالیت هنری بنده در بعد از انقلاب نیز ادامه داشت و من توانستم دغدغه های هنری خودم را بعد از انقلاب نیز ادامه بدهم. امروز نیز در همان مسیر قرار دارم و امیدوارم همچنان بتوانم در این مسیر فعالیت کنم.

در بین آثاری که تا به امروز کارگردانی کردید و یا بازی کردید کدام یک را زیاد دوست دارید؟

من بازی خودم در فیلم «میراث من جنون» که همراه با زن فرزانه تاییدی و آقای منوچهر فرید بازی کرده ام را هنوز دوست دارم و بعضی اوقات آن را دوباره می بینم. از سوی دیگر نقش «رضا حسن مطرب» در فیلم «تشریفات» و همچنین «نمکی» در فیلم «مسافران مهتاب» را نیز دوست دارم. در سال های اخیر نیز نقش«اصغرکپک» در سریال «خواب و بیدار» و همچنین نقش «عمر سعد» در مختارنامه را که با تصویر العمل مناسب افکار عمومی مواجه شده است را دوست دارم. در زمینه کارگردانی نیز فیلم «خواستگاری» را دوست دارم که از جنس کمدی موقعیت بود. همچنین فیلم «همسر» را فیلم خوبی در کارنامه خودم می دانم. البته من به عنوان یک کارگردان حرفه ای خودم را به یک ژانر خاص محدود نکردم و در زمینه های متفاوت و از جمله، اجتماعی، ملودرام، تاریخی و پلیسی فیلم ساخته ام.

اگر به آثار شما دقت کنیم با پررنگ بودن جنبه های روانشناختی شخصیت های داستان مواجه هستیم که در بعضی از آثار مانند «میراث من جنون»، «مسافران مهتاب» و یا حتی «هم نفس» به جنون نزدیک هست. علت پررنگ بودن جنبه های روانشناختی در آثار شما چیست؟

این اوضاع در همه آثار من وجود ندارد و به صورت مستقیم در آثاری که شما نام بردید وجود دارد. با این وجود من در زمینه روانشناسی و روانشناسی اجتماعی مطالعه می کنم و علاقه دارم و هنوز هم این علاقه در من پابرجاست. علم روانشناسی در شخصیت پردازی در سینما نقش بارزی ایفا می کند و به همین علت توجه به جنبه های روانشناختی دارای اهمیت هست. این اوضاع حتی در سریال خواب و بیدار و در نقش های ناتاشا و اصغر کپک نیز وجود دارد و این دو شخصیت دارای جنبه های روانشناختی هستند و نسبت به دیگر شخصیت های سریال متمایزند. بنده تنها به علت اهمیت علم روانشناسی در شخصیت پردازی در سینما به این رویکرد علاقه دارم و علت خاص دیگری ندارد.

در طول سالیانی که در عرصه سینمای کشور عزیزمان ایران فعالیت داشتید در کدام یک از بازیگران سینما راحت تر بودید؟

بنده افتخار داشتم در تئاتر آقای سمندریان به نام «کرگدن» در کنار آقای انتظامی بازی کنم که هم جهت من باعث افتخار بود و هم اینکه یک کلاس درس به شمار می رفت. در آن مقطع زمانی ایشان یک بازیگر مشهور با چندین جایزه سینمایی بودند و بنده تازه پا به عرصه هنر گذاشته بودم. از سوی دیگر در بین مردها بازی آقای اکبر زنجانپور و در بین زن ها فاطمه معتمدآریا، فخری خوروش و گوهر خیراندیش را می پسندم.

اگر قصد داشته باشید چند فیلم برجسته تاریخ سینمای بعد از انقلاب را نام ببرید به چه فیلم هایی اشاره می کنید؟

من فیلم اجاره نشین های آقای مهرجویی را دوست دارم. از سوی دیگر فیلم ناخدا خورشید آقای تقوایی و همچنین فیلم گوزن ها ساخته آقای کیمیایی را در قبل از انقلاب دوست دارم.

شما یکی از هنرمندانی بودید که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال۹۶ نسبت به رویکرد آقای روحانی انتقاد کردید و به همین علت بعضی شما را در کمپین «من پشیمانم» قلمداد کرده بودند. آیا امروز از عملکرد دولت آقای روحانی رضایت دارید؟

بنده در این کمپین حضور نداشتم و بعضی با توجه به انتقاد من در یکی از اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … گمان کرده بودند که از رأی به آقای روحانی پشیمان شده است ام. این در حالی است که من هیچ گرایش سیاسی نسبت به اصلاح طلبان و اصولگرایان ندارم و همواره تلاش کرده ام در این زمینه نظر مستقل داشته باشم. به عنوان مثال در سال۷۶ که همه از مدیر دولت اصلاحات حمایت کردند بنده به آقای ناطق نوری رأی دادم و هیچ ابایی از بیان این مسأله ندارم. حتی در انتخابات ریاست جمهوری سال۸۴ نیز از آقای لاریجانی حمایت کردم.

در سال ۸۸ فضا جهت من تیره و تار و مبهم بود و به همین علت از هیچ کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت نکردم. در سال۹۲ از آقای روحانی حمایت کردم. علت مهم این مسأله نیز این بود که ایشان در دوران مبارزات انتخاباتی از شعارهای فرهنگی بیشتری استفاده می کردند و همچنین قول داده بودند که منزل سینما را دوباره باز می کنند که البته به قول خود نیز عمل کردند. با این وجود در انتخابات سال۹۶ دوست داشتم به آقای قالیباف رأی بدهم که ایشان در نهایت از انتخابات انصراف دادند. علت این مسأله نیز همکاری خوب و مناسبی بود که با ایشان در پروژه خواب و بیدار داشتم و اینکه ایشان در این زمینه از هیچ کمکی جهت ساخت این پروژه دریغ نکردند.

از سوی دیگر ایشان در دورانی که مدیریت شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران را برعهده داشتند در حدود۱۲۰ سالن سینما ساختند که آمار بسیار خوبی بود. به نظر من بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال۹۶ آقای روحانی در زمینه فرهنگی که تخصص بنده است عملکرد قابل قبولی نداشته و منفعل بوده است و تنها به همین علت نیز من از ایشان انتقاد کرده بودم. بدون شک در موضع گیری من هیچ گونه گرایش سیاسی و حزبی وجود ندارد و من تنها از منظر فرهنگی به این قضیه نگاه می کنم.

آرمان

واژه های کلیدی: ایران | ساختن | سریال | سینما | پروژه | سریالی | مجموعه | سینمای | سینمایی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs